کسى که کارهاى نیک خود را مىشمارد ، احسان و کرامتش را از بین مىبرد .
(بحار الانوار ، ج 74 ، ص 417)
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
صحنه ای از فیلم فریدا، چابلا بارگاس (که در جوانی دوست صمیمی و به روایتی پارتنر فریدا کالو بوده) را نشان میدهد که روبروی سلما هایک، بازیگر نقش فریدا نشسته و برایش این آواز را می خواند و لیوانش را پر می کند.
صحنه ی خیلی عجیبیست؛ اینکه یک نفر را بزک دوزک کنند و بگویند بیا، فلانی که روزگاری عزیزت بوده و حالا تبدیل به خاطراتی دوردست شده، همین است.
من در حین تماشا
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
ساعت 4:44 صبح است.
از وقتی یادم می آید، هیچ شبِ امتحانی را درست و حسابی نخوابیدم. میخواهد یک امتحان کوچک باشد، یا کنکور.
امشب هم بعد از سالها دور بودن از جو درس و امتحان، باز این استرس و بی خوابی احمقانه به سراغم آمده و با وجود اینکه تمام مدت این چند ماه و چند هفته و چند روز در وضعیت کاملا ریلکس و هاکونا ماتاتا وار به سر می بردم، اما این چند ساعتِ مانده ب
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
هنوز واقعی بودن امروز را باورم نمی شود.
آنقدر که اتفاقات خوب افتاد. آنقدر که آدمهای فوق العاده ملاقات کردم.
ممنون از همگی بابت رقم زدن این روز معرکه... ممنون که انقدر خوبید
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
در سنین
نوجوانی، بر خلاف دوستان و همسن و سالانم که مدینهی فاضله شان فرانسه و
ایتالیا بود، من عاشق مکزیک بودم. در رویاهایم، بعد از اتمام درسم به آنجا میرفتم
و در دانشگاه گوادالاخارا ادامهی تحصیل میدادم، بعد با یک مانولو یا هوزه ازدواج
میکردم و به خوبی و خوشی در مزرعهی ذرتی که از پدرش به ارث رسیده بود، به همراه بچههایمان اِرنستو و لوپیتا، هپیلی اِور اف
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی
برچسب:
نویسنده: زهرا صمیمی